اینجا استدلالهای راسل و پوپر را در باب خلع سلاح اتمی آوردهام که هر دو، البته با اختلاف، مربوط با سالها پیش هستند. مقدماتِ آنها کموبیش ناساز است و نتایجشان متضاد؛ و برای ما که در آیندهی آن روزها
ویراست آخر کلاسیکِ لذتبخشِ هیوز و کرِسوِل در منطق موجهات را مطالعه میکنم. لابهلای معرفی و دفاع از قاعدهای در معناشناسیِ آن سادهترین منطق مسوّرِ موجهاتی، نمیتوانم طعنهی گزندهای را که در این عبا
مطمئن میشوم که کلاهخودم لق نزند و دنبال صدا در صف همرزمان، سر میچرخانم. جویی دِمایو است که دَم گرفته: «گفتیم میآییم. باری؛ اینک اینجاییم...» وقت وقت است. همالان شیپور جنگ نواخته خواهد شد. لیوان ه
در شب میانهی هفتهی سیویکم، پسر معروفترِ عامر بن جَزء بن مالک، از اولین و آخرین فرصت ملاقات با دلدار خود ناامید شد. صدّیق اکبر، خبرِ زوال عقل شائول را به خضر و الیاس رسانید. دلار ارزان شد. اعتصاب غذای وحید به فاجعه انجامید. محمود به جهان دیگر رفت. من پیش از آنکه بانگ خروس بلند شود، سه بار خودم را انکار کردم.